محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
156
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
8 . مورخان و مفسران مسلمان چندين انگيزه براى آزار اسرائيليان از سوى فرعون ياد كردهاند كه بيشتر با پيشگويىهايى پيوند دارند كه فرعون را از زاده شدن پسرى كه فرمانروايى او را بر باد خواهد داد ، زنهار مىدادند « 1 » - و ما به زودى در جاى خود اين سخن آنان را بررسى خواهيم كرد - اما از اين كه اين انگيزه ، باور دينى توحيدى اسرائيليان بوده چيزى نگفتهاند . 9 . اسرائيليان در مصر چندان نيز دشوارى و گرفتارى نداشتهاند يا دست كم هميشه چنين نبودهاند ، چرا كه نشان داده بودند كه مىتوانند با جامعهء مصريان بجوشند و در سايهء هميارى و همكارى با آنان به آسودگى زندگى كنند ، مگر در خود تورات آشكارا نيامده است كه فرعون حتى در روزگار آزار و آشوب ، اسرائيليان را به چشم بردگان و بيگاريان نمىديده است ، بلكه با آنان به گونهاى رفتار مىكرده كه گويا بخشى از مردمان و شهروندان مصراند ، مگر در تورات از زبان فرعون به موسى و هارون ، نمىخوانيم كه : « اى موسى و هارون ! چرا قوم خود را از كارهاى ايشان باز مىداريد » « 2 » و مگر قرآن كريم نيز در آيهء زير ، اسرائيليان را چونان بخشى از مردم فرعون و شهروندان مصر ياد نكرده است « همانا كه فرعون در آن سرزمين سركشى كرد و مردمش را گروه گروه ساخت ، بخشى از آنان را به خوارى و زبونى گرفت ، پسرانشان را مىكشت و زنانشان را زنده مىگذاشت » « 3 » . از اينها برمىآيد كه اسرائيليان گروهى از مصريان شمرده مىشدهاند و نه گروهى رانده شده و به زبونى گرفته شده كه مردم با آنان آميزشى نداشته باشند و پادشاهان از آنان بيزار باشند ، مگر نه اين كه ساقى « مرنپتاح » مردى است به نام « بن عزين » و اين نام بىگمان عبرى و اسرائيلى است ، و مگر نه اين كه از تورات برمىآيد كه اسرائيليان ، همه نزد مصريان پايگاهى داشتهاند و رفتار مصريان با آنان سازش كارانه و آسانگيرانه بوده است . « 4 »
--> ( 1 ) . ابن كثير ، البداية و النهاية ، 1 / 231 - 238 ؛ قصص الانبياء ، 3 / 4 - 5 ؛ تاريخ طبرى ، 1 / 386 - 388 ؛ تاريخ يعقوبى ، 1 / 33 ؛ مروج الذهب ، مسعودى ، 1 / 61 . ( 2 ) . سفر خروج ، 5 : 4 . ( 3 ) . سورهء قصص ، آيهء 4 . ( 4 ) . سفر خروج ، 2 : 5 - 10 ؛ احمد عبد الحميد يوسف ، همان ، 91 - 92 .